«تبلیغ گفتمان رقیب» توسط اصولگرایان؛ همه آنچه که نتایج انتخابات ۹۲ را رقم زد/2
آیا رویکرد تبلیغاتی محسن رضایی «تدبیر شده»بود؟!/ «سیاهنمایی از شرایط موجود»؛ پاسِ گُل رضایی به رقیب/ فلاکتزده نشان دادن ایران، چگونه به پیروزی روحانی کمک کرد؟
اگرچه پرونده یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تنفیذ و تحلیف رییس جمهور منتخب و تشکیل کابینه یازدهم بسته شد اما اخبار و حاشیههای آن هنوز در میان اهالی سیاست مفتوح است.
به گزارش رجانیوز، بررسی عوامل و دلایل «شکست اصولگرایان» در این انتخابات از جمله موضوعاتی بود که با نگاههای مختلف سیاسی به آن پرداخته شد اما شاید تلاش تدبیر شده _به قول یکی از اصلاح طلبان تندرو_ برخی کاندیداهای اصولگرا برای تبلیغ گفتمان رقیب در انتخابات اخیر، باب جدیدی را در واکاوی شکست اصولگرایان در عرصه رقابتهای انتخاباتی بگشاید. بابی که میتوان برای آن یادداشتها و تحلیلهای گسترده و گوناگونی نگارش کرد؛ «تبلیغ گفتمان رقیب.»
گفتمان پیروز در انتخابات ۹۲، نه به دنبال «اصلاح شرایط موجود» بود و نه اعتقادی به وجود «نقاط قوت» در کنار برخی «نقاط ضعف» داشت. بکله استراتژی خود را نمایاندن شرایط موجود به عنوان نقطه بزرگ ضعفی قرار داده بود که چاره آن نسخهای جز «عبور از شرایط موجود» یا «نفی کامل شرایط موجود» نبود.
در واقع آوردگاه انتخابات ۹۲ آوردگاه دو دیدگاه بود. دیدگاهی معتقد به «اصلاح شرایط موجود» با اتکا بر نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف که آقای جلیلی بصورت جدی آنرا نمایندگی میکرد و دیدگاهی معتقد به «نفی شرایط موجود» با اتکاء به سیاه نمایی و بزرگنمایی نقاط ضعف که جدیترین نماینده آن آقای روحانی بود.
اما آیا ستاد آقای روحانی به تنهایی مسئولیت اجرایی کردن این استراتژی تبلیغاتی را برعهده گرفت؟ آنچه از بررسی رفتار تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری برمیآید آن است که اتفاقا این رقبای آقای روحانی بودند که بیشترین و جدیترین نقش را در تبلیغ گفتمان او در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برعهده داشتهاند. این ادعا در مورد دکتر ولایتی و بصورت مشخص مواضع او در مناظره سوم رد شده است که او به گونهای «تدبیر شده» مواضعی را در مناظرات اتخاذ کرده است.
اما این ادعا در مورد سایر کاندیداهای مدعی اصولگرایی نیز میتواند صادق باشد که آنها نیز هماهنگ با روحانی مواضعی را اتخاذ کردهاند و یا اینکه این ادعایی بیش نباشد. اما خواه رفتار تبلیغاتی کاندیداهای مدعی اصولگرایی «تدبیر شده» بوده باشد و خواه بصورت غیر هماهنگ اتخاذ شده باشد، مهم آن است که بزرگترین تبیلغ برای «گفتمان رقیب» محسوب شده و براحتی موجبات پیروزی گفتمان رقیب را فراهم کرده است.
در این میان، محسن رضایی گوی سبقت را از سایر کاندیداها در سیاهنمایی و فلاکتزده نشان دادن اوضاع کشور ربود و بی شک یکی از موثرترین کاندیداها در پیروزی حسن روحانی بود. هر چند رضایی خیلی واژه فلاکت را تکرار نکرد اما محتوای کلام «رضایی» و تصویری که او از جامعه میساخت، کاملاً موید مفهوم «فلاکت» بود. چه آنکه او زمانی با این کلیدواژه شناخته شد که در مناظرات دورهٔ قبلی، شاخص اقتصادی جدیدی را به جامعهٔ ایران معرفی کرد: «شاخص فلاکت.» تا این مهمترین دلیل قابل استناد بشود برای لزوم عبور و نفی شرایط موجود.
آنهایی که مستند انتخاباتی «محسن رضایی» را دیدهاند، احتمالاً تأیید میکنند که او هم از تصویر کردن کلیدواژهٔ «فلاکت» در مستندش غافل نشده و این مهم را به خوبی انجام داد. او که از همان نخستین برنامهٔ تبلیغات تلویزیونیاش سعی کرده بود با بیان برخی مباحث حساس -به طور مثال در حوزهٔ قومیتها- توجهات را به خود جلب کند، در مستند انتخاباتیاش با عنوان «سلام بر زندگی»، برای توضیح اوضاع «فلاکت» بار کشورمان شیوه عجیبی را را پیشه کرد؛ تا جایی که به نظر میرسید سازندگان مستند وی طی نیم ساعت تلاش کردهاند تا با نادیده گرفتن قاطبهٔ خدمات برجستهٔ نظام جمهوری اسلامی در شهرهای کوچک و بزرگ کشور، با لحنی غیرمنصفانه فقط و فقط به کاستیها و تأثیرات شرایط اقتصادی فعلی بر زندگی مردم بپردازند و سپس «محسن رضایی» را تنها ناجی این وضع «وخیم» معرفی کنند.

به طور خلاصه مستند «محسن رضایی» و سایر فعالیتهای انتخاباتی وی را میتوان اینچنین توصیف کرد: پدر شهیدی که با گریه فریاد میزند «به حضرت عباس بیچارم کردن»، تکرار چندینبارهٔ جملاتی مثل «این چه وضعشه؟»، «خسته شدیم از این وضعیت»، «وضع خیلی خرابه» و «وضعیت مردم از آن چیزی که مسئولین فکر میکنند، خیلی خرابتره» و...، دانشجویانی که حراست اجازهٔ ورود آنها را به سالن سخنرانی انتخاباتی نمیدهد و «آقا محسن» منجیگونه درها را به روی این دانشجویان باز میکند، اشارهٔ خود او به زیاد شدن دعوا و درگیری به قصد کشت در میان مردم حتی پس از یک تصاد ساده، طرح هر چند دقیقهٔ یک بار مسئلهٔ بیکاری جوانان با تحصیلات عالی، و بیان مداوم جملاتی مثل این: «جوانان ما روزی با فشنگ صدام میمردن، الان با درد اعتیاد میمیرن»، «ما عیدمون عید نیست»، «مسبب این بدبختی و فلاکت، بیتفاوتی و بیکفایتی بعضی از مسئولین این نظامه»، «پسرامون رو نمیتونیم یه حلقهٔ نامزدی براشون بخریم»، «مردامون تا کی کنار خیابون بیکار بشینن و از روی زناشون شرمنده باشن؟»، «نشاط و جوانی از روی جوانان ما فرار کرده»، «آزاد کردن ایران از فقر و گرانی و بیکاری مثل آزاد کردن ایران از دست بعثیهاست» و قسعلی هذا...
بی شک رویکرد انتخاباتی محسن رضایی و تیم انتخاباتی یکی از موثرترین «پاسهای گل» به حسن روحانی بود، پاس های گلی که البته تنها از جانب رضایی دریافت نشد و با همراهی ولایتی و قالیباف هم ادامه یافت تا آقای روحانی خود را منجی مردم در شرایط فعلی معرفی کند و به نماد تغییر در وضع موجود تبدیل شود؛ موضوعی که سبب شد تا مردم با بررسی شرایط موجودی که برخی کاندیداهای اصولگرا تصویر کرده بودند، برای نجات از این «فلاکتِ تبلیغ شده»، رای به نام تغییر و عبور از شرایط موجود بدهند.
در مجموع به نظر میرسد تامل در اینکه کدام رفتار کاندیداهای مدعی اصولگرایی به این نتیجه منجر شده است، بسیار راهگشای کاندیداهایی خواهد بود که با امید پیروزی، نقش جاده صاف کن رقیب را بازی کردند.
مطالب مرتبط:
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : رویکرد تبلیغاتی محسن رضایی, تبلیغ گفتمان رقیب, اصولگرایان, نتایج انتخابات ۹۲, ,