
با اینکه در این روزها پخش سریال خوشساختی مثل "وضعیت سفید" کمی براي صداوسيما آبرو خريده است، اما پخش همزمان دو سریال "سقوط آزاد" و "سایه روشن" که با هزینهی تولید بالا و تبلیغات فراوان به روی آنتن رفتهاند و از ساختار و محتوای بسیار نازلی برخوردارند، موجب شده دوباره موج انتقادها و اعتراضها روانهی صدا و سیما شود.
از بحث بر سر ضعفهای فراوان ساختاری و محتوایی دو خروجی جدید سیما که بگذریم، با دیدن این آثار، ضعف مهم و البته قدیمی که دوباره به چشم میآید، مسئلهی "نظارت بر صدا و سیما" است. قطعا یکی از دلایل مهمی که موجب ضعفها و کاستیهای زياد مجموعهی رسانهی ملیست، نبود نظارت کارآمد بر خروجیها و عملکرد و از همه مهمتر جهتگیریها و راهبردهای بزرگترین دستگاه تبلیغاتی کشور است.
"مجلس" و "شورای نظارت بر صدا و سیما" مهمترین مجموعههايی هستند که وظیفهی نظارت بر صدا و سیما را برعهده دارند اما متاسفانه در طول سال های گذشته اين كار خروجي مؤثري نداشته و همین موجب شده سازمان صدا و سیما تبدیل شود به جزیرهای جداگانه که تابع قانون و نظارت نیست و رئیس آن از هرگونه اختیاری برای هر کاری برخوردار است و در قبال اشتباهاتش پاسخگو نیست.
اين در حالي است كه عليرغم تأكيد قانون اساسي، صداوسيما هنوز قانون اداره ندارد و در طي 33 سال پس از انقلاب، عملاً بدون قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي فعاليت ميكند.
برای بهدست دادن مختصات بهتر از ماجرا و اینکه چرا شورایی مثل شورای نظارت بر صدا و سیما نمیتواند و یا نمیخواهد به وظیفهی خود عمل کند، بهتر است نگاهی داشته باشیم به ساختار و ضعفهای این مجموعه.
شورای نظارت بر صدا و سیما از شش عضو، دو نفر به انتخاب رئیسجمهور، دو نفر به انتخاب رئیس قوهی قضائیه و دو نفر به انتخاب مجلس شورای اسلامی تشکیل میشود. اعضای فعلی این شورا (۱۳۸۹) دو نماينده از قوهی قضائیه، دو نماينده از قوهی مجریه و دو نفر به انتخاب قوهی مقننه هستند كه ریاست شورا نيز بر عهدهی حسین مظفر است. اما برای ناکارآمدی این شورا دلایلي را میتوان بیان کرد:
1- بر اساس اصل 175 قانون اساسی شورای نظارت بر صدا وسیما مرکب از دو نماینده از قوای سهگانه کشور به منظور نظارت بر عملکرد صداوسیماست، اما اساسنامه صداوسیما به گونهای تنظیم شدهاست که نظارتهای این شورا ضمانت اجرایی ندارد و به همین دلیل انتقادها و اعتراضهاي اين شورا در مورد صداوسيما، معمولاً منشأ اثر قرار نميگيرند كه همین مسأله نشانگر لزوم اصلاح اساسنامه سازمان صداوسیما است، چرا که منطقا مجموعههای نظارتی باید قدرت بیشتری برای اعمال نظرات خود بر این رسانه بزرگ داشته باشند و در غیر این صورت این مجموعهها، از جمله شورای نظارت، به گروههایی فرمالیته تبدیل خواهند شد.
2- بزرگترین مشکل خود مجموعهی صدا و سیما تکیه زدن مدیران درجه دو سیاسی بر پستهای حساس فرهنگیست، که كمبود دانش و تجربهی کافی در حوزهی رسانه در آنها، عملا منجر به وضعيت فعلي شده است و بايد وضعيت غالب در شوراي نظارت بهگونهاي باشد كه اين خلأ را جبران كند.
رمضان شجاعی کیاسری نماینده مجلس در شورای نظارت بر صدا و سیما در گفت وگویی که با ماه نامه "نسیم بیداری" داشت، در توضیح یکی از مشکلات صداوسیما میگوید: «نمایندگان در حال حاضر انتقادهاي فراوانی نسبت به عملکرد سازمان صداوسیما دارند، چراکه سهم مجلس در برنامههای صداوسیما بسیار نازل است. همینطور سازمان صداوسیما در پرداختن به اخبار مجلس و برنامههای آن تا به حال بسیار ضعیف و جانبدارانه عمل کردهاست. این اقدامات در برخی مواقع در جهت تضعیف جایگاه مجلس هم بودهاست. اینگونه موارد انتقادات نمایندگان مجلس است که به ما هم منتقل شده و ما هم این انتقادات را به اطلاع اعضای شورا و ریاست سازمان رساندهایم.»
ببینید، با تمام انتقادهاي مهمی که میشود به رسانهی ملی در عرصهی جنگ نرم و نپرداختن به مبانی انقلاب وارد کرد، يك عضو شورای نظارت بعد از مدتها، موضعگیری در قبال فعالیتهای صدا و سیما میکنند، یکی از مشکلات مهم رسانهی ملی را سهم کم اخبار مجلس در برنامههای سازمان صدا و سیما میدانند.
3- یکی دیگر از مشکلات شورای نظارت، نداشتن نظارت کلان و رویکردی به مجموعهی صدا و سیماست. نظارت این شورا بر یک سری ایرادهاي ریز در تکتک برنامههای این سازمان خلاصه شده است، مانند بد صحبت كردن فلان مجری یا آرایش تند فلان بازیگر در فلان سریال و از این قبیل موارد خنثی که اصلا ربطی به مجموعهای مثل شورای نظارت ندارد. وقتی در مجموعهای نمایندگان سه قوه برای نظارت بر دستگاه عریض و طویلی مثل صدا و سیما جمع شدهاند، طبعا انتظار از آنها نظارت کلان بر راهبردهای کلی مجموعهی رسانهی ملیست.
مشكل بزرگ شورای نظارت
با وجود تمام اشکالهاي بالا، اما مشكل بزرگی که در رفتار و صحبتهای اعضای شورای نظارت بر صدا و سیما وجود دارد، این است که این شورا از نداشتن قدرت تأثیرگذاری کافی بر مدیران رسانهی ملی گلایه دارند و در عوض حتی از پتانسیل بالقوه رسانهها برای بیان موضع خود نسبت به ضعفهای صدا و سیما استفاده نمیکنند و در اتفاق جالب، حتی زماني كه رجانيوز پيگير مصاحبه با رئيس شوراي نظارت براي بررسي سؤالها و ابهامها درباره صداوسيما بود، به اين درخواست پاسخ مثبت داده نشد و عليرغم فرستادن محورهای مصاحبه نیز ریاست این شورا حاضر به پاسخگویی نشد.
برای بهتر روشن شدن موضوع بد نیست نگاهی کنیم به محورهای ارسال شده برای رئیس شورای نظارت برای جویا شدن نظرات ایشان:
1- سابقهی فعالیت، ترکیب و وظایف شورای نظارت بر صدا و سیما
2- نحوهی تعامل رئیس و معاونان سازمان صدا وسیما و شورای نظارت بر صدا و سیما
3- بررسی انتقادهاي وارد بر صدا و سیما:
3.1- موضع شورای نظارت نسبت به حذف نیروهای انقلابی از جریان برنامهسازی سیما؟
3.2- موضع شورای نظارت نسبت به میدان دادن بیش از حد معاون سیما به روشنفکران و ضدانقلاب و مراسمهای پیدرپی تقدیر و تشکر از این گروه (مانند عوامل سریال ساختمان پزشکان)؟
3.3- نظر شورای نظارت بر صدا وسیما نسبت به کیفیت برنامههای ویژهی ماه رمضان امسال؟
3.4- مهمترین مشکل امروز صدا و سیما را چه چیزی میدانید؟
3.5- آیا انتقادات روزافزون طیف حزبالهی و انقلابی را نسبت به عملکرد صدا و سیما وارد میدانید؟ تحلیل شما از چرایی پدید آمدن این فاصله بین صدا و سیما و طیف مذهبی جامعه؟
4- بررسی اقدامات شورای نظارت بر صدا و سیما:
4.1- برای مرتفع شدن مشکلات امروز صدا و سیما شامل خروج روشنفکران و افراد بیاعتقاد به انقلاب و استفاده از نیروهای انقلابی و همچنین بهبود کیفیت خروجیهای سازمان چه اقداماتی از سوی شورا شده؟
4.2- آیا شورای نظارت در مورد افت محسوس سریالهای ماه رمضان امسال تذکر داده است؟
4.3- تذکرات شورای نظارت بیشتر در مورد رویکردهای کلان سازمان است یا مشکلات تکتک خروجیهای سازمان؟
4.4- شورای نظارت بیشتر به دادن تذکر اکتفا میکند یا از قدرتهای اجرایی خود هم برای رسیدن به هدف خود بهره میبرد؟
4.5- قدرت اجرایی شورای نظارت برای بهبود وضعیت صدا و سیما تا چه حد است؟
4.6- مدیران سازمان تا چه حد به انتقادهاي مطرح شده از سوی شورای نظارت ترتیب اثر میدهند؟
5- آیا در چند سال اخیر حضور شورای نظارت بر صدا و سیما را برای بهبود روند رسانهی ملی مثبت ارزیابی میکنید؟ و یا به دلیل نبود قدرت اجرایی این شورا به تمام اهداف خود دست نیافته؟
کلام آخر
همانطور که از محورهای بالا مشخص است پاسخ دادن به این سوالات و داشتن یک موضع مشخص در قبال برنامهها و راهبردهای صدا و سیما وظیفهی ذاتی شورای نظارت بر صدا و سیماست، اما متاسفانه شاهدیم رئيس مجموعهی مهمی مثل شورای نظارت که نمایندگان سه قوه در آن حضور دارند، نهتنها منشأ اثر قابل توجه در رسانهی ملی نیست که حتی حاضر به یک اعلام نظر ساده در رسانهها هم نيست.
با این حال، لزوم یک بازنگری اساسی هم در ساختار شورای نظارت و هم در اساسنامه سازمان صداوسیما برای افزایش قدرت اجرایی مجموعههای نظارتی کاملاً به چشم میخورد، تا بلکه در این صورت، مجموعهی مهمی مثل شورای نظارت به یک شورای تأثیرگذار در بزرگترین دستگاه فرهنگی و تبلیغاتی کشور تبدیل شود.
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : شوراي نظارت, نظارت بر سازمان صدا و سيما, نظارت مؤثر, وضعیت سفید, سقوط آزاد, سایه روشن, موج انتقادها و اعتراضها, ,