
امير ابيلي: معمولاً رسم بر این است که هر چه جشنواره به اواسط و اوخرش نزدیک میشود، تنورش داغتر و گرمتر برگزار میشود، ولی در روز پنجم جشنوارهایم و ضعیفترین روز فستیوال سیام را تجربه میکنیم. انگار تنور امسال اصلا داغ نخواهد شد. چرا باید فیلمی که تقریباً سهچهارم جمعیت بعد از گذشت نیم ساعت از شروعش از سالن خارج میشوند، در مهمترین جشنواره سینمایی ایران به نمایش دربیاید؟ دوستان فقط روی کمیت تمرکز کردهاند انگار. این یک نگاه کلیست به فیلمهای روز پنجم، ضعیفترین روز جشنواره تا اینجا، پس در مورد فیلمها حرف زیادی نمیشود زد:
یه عاشقانهی ساده: روابط کاملا تهرانی، در فضای دکوراتیو روستایی!
با یک داستان کاملا تکراری طرفیم که حتی پرداخت جدیدی هم نشده است. خانوادههای سنتی ساکن یک روستا، قرار و مدار ازدواج فرزندانشان را گذاشتهاند و اما دختر راضی به این ازدواج نیست و دل به جوانی دیگر داده است. خب این قصه که بارها قبل از این تعرف شده و اگر قرار نیست جزئیات جدیدی را مشاهده کنیم اصلا چرا باید بسازیمش؟ ظاهرا قرار است فیلم نقد اعتقادات غلط و فضای بستهی جامعهی سنتی باشد و تنها چیزی که مشاهده نمیکنیم همین فضای بستهی روستاست. دختر فیلم با اینکه اسم مرد دیگری رویش است هروقت اراده میکند با مرد مورد علاقهاش قرار میگذارند و لاس میزنند.
دوستان حتی کمی زحمت به خود ندادهاند که مناسبات حاکم بر شخصیتها را کمی به مناسبات جامعهی روستایی نزدیک کنند، فقط دکور کار روستایی شده و با همان داستان آدمهای تهرانی طرفیم. دوستان حتی حداقلهای اصول سینمایی را هم رعایت نمیکنند. این بیماری مزمن جشنواره سیام است.
صداست که میماند: حرفی برای گفتن نیست!
یک ربع گذشته است که سهچهارم سالن خالی میشود و بعدا میفهمیم در هنگام پخش ادامه فیلم، شش بار! مشکل فنی بوجود آمده و فیلم قطع شده. در کدام فستیوال سینمایی چنین چیزی مشاهده شده است.
یکی میخواد باهات حرف بزنه: فیلمی متوسط که در این جشنواره ضعیف خوب جلوه میکند
آنقدر فیلم ضعیف دیدهایم که وقتی فیلمی داستان جذابی دارد و داستانش را بیلکنت تعریف میکند سر ذوق میآئیم. «یکی میخواد باهات حرف بزنه» اگر در تلویزیون پخش میشد قطعا جز بهترین تلهفیلمهای سال حسابش میکردیم، اما اصلا و ابدا یک کار سینمایی درجه یک نیست. با این حال در بین فیلمهای ضعیف امسال باید جزو فیلمهای خوب قلمدادش کنیم. حداقل با یک داستان خوب طرفیم و برخی بازیها در حد بهترینهای جشنوارهاند.
آمین خواهیم گفت: همان سیزده 59 قابل تحملتر بود!
فیلم جشنوارهای ساختن هم اصول و قواعدی دارد. هرکس چهار شخصیت عجیب و غریب ردیف کرد و یک موقعیت پرت و خزعبل را به تصویر کشید یعنی فیلم جشنوارهای ساخته؟ سالن مطبوعات به دلیل تبلیغات قبلی در مورد فیلم و گریم عجیب و غریب فرزاد حسنی و همچنین سوابق قبلی سالور یکی از شلوغترین زمانهایش را تجربه میکند، ولی با این حال اگر از خروجهای پر تعداد اواسط فیلم بگذریم در انتها نیز به سختی میتوان کسی را یافت که از فیلم راضی بوده باشد و حرف فیلم را فهمیده باشد. جالب است که با چنین پیشزمینهای جیرانی در برنامه هفت چنان از استقبال از فیلم تعریف میکند که کسانی که فیلم را ندیدهاند گمان میکنند با یک شاهکار در سالهای اخیر سینمای ایران طرفند!
چک:...!
قرار بود راستگفتار شاهکار بسازد؟
مطالب مرتبط به جشنواره:
روز چهارم؛ سیمرغ عصبانیترین کارگردان اهدا میشود به...
زن، مرد؛ و سری که درد میکند...
روز سوم؛ هنوز «فیلم» ندیدهایم، به جز «ضدگلوله»
سه روز از جشنواره گذشت؛ تحمل فیلمها سخت است!
میگرن بهترین فیلم روز دوم/ برادر! بازیگری برای شما بهتر است!
پنج شنبه آخر ماه؛ وقتی فیلم مذهبی به ضد خود تبدیل میشود
نگاهی به برجستهترین فیلمهای جشنوارهی سیام فیلم فجر/ اجتماعیها و سیاسیها میتازند!
شاهد بازگشت دوران خاطرهانگیز سینمای کودک خواهیم بود؟
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : جشنواره سیام, برج میلاد, ,