
*اگر بخواهیم یک برآوردی از وضعیت نظام علمی کشور داشته باشیم، در یک نگاه کلی قضاوت شما در خصوص سیاستهای علمی کشور بعد از انقلاب اسلامی چیست؟ آیا روندی که طی شده را کاملا مثبت ارزیابی میکنید یا معتقدید ما در این حوزه با آسیبها و مشکلاتی مواجه بودهایم؟
پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی ایران سیاستهای آموزش عالی کشور و روح حاکم بر این سیاستها باید مورد بازنگری قرار گیرد، متاسفانه روند علمی کشور به جای پرداختن و ارزش دادن به تولید و حرکت در جهت کاربردی کردن علوم صرفا به سمت چاپ و انتشار مقاله حرکت میکند. به عبارت دیگر در بسیاری از دانشگاههای ما خصوصا در مقاطع ارشد و دکتری هدف از آموزش و تحقیقات چاپ مقاله است، یعنی تمام دغدغه دانشجویان این است که نتایج تحقیقاتشان را بتوانند در یک ژورنال خارجی چاپ کنند، حال آنکه این تحقیقات و آزمایشاتی که دانشجویان مقاطع ارشد و دکتری چند سال عمر جوانی خود را صرف آن می کنند آیا پاسخی است به نیازهای کشور و یا حتی مشکل یا مسئلهای در جای دیگر در دنیا با این تحقیقات حل و فصل می شود؟
*یعنی شما معتقدید نوعی بیگانگی بین نیازهای کشور و پژوهشها و مقالات دانشگاههای ما وجود دارد؟
همین طور است. به نظر می رسد در بسیاری از مقالات هیچکدام از این حالت ها که عرض کردم دیده نمی شود. هدف از تحقیق صرفا رسیدن به اطلاعاتی است که فلان ژورنال برای چاپ مقاله نیاز دارد. چنانچه ریلگذاری مسیر علمی کشور توسط صاحبنظران و متخصصان صورت گیرد که آشنا به مسائل، مشکلات، اولویتها و ضرورتهای کشور باشند، شاهد آن خواهیم بود که توان عظیم و گرانبهای دانشجویان جوان تحصیلات تکمیلی کشور به جای پرداختن به مسائل علمی تحقیقاتی فاقد اولویت در خدمت برطرف کردن نیازهای کشور قرار خواهد گرفت که البته این مهم هم نیاز به اصلاح نگاه سیاستگذاران علمی کشور دارد و هم نیازمند حمایت همه جانبه از محققین و اساتید میباشد.
*اگر بخواهیم نگاهمان را فارغ از نسبت میان صنعت و دانشگاه به حوزه دانشگاهی معطوف کنیم، ثمره این وضعیت را در حوزه دانشگاه چگونه میبینید؟
سوق دادن جامعه علمی کشور به سمت مقاله محوری و مشروط کردن تائید و قبول تمام وضعیتهای علمی دانشگاهها را به چاپ مقاله در طی این سالیان منجر به این شده است که نگاه عالمانه و مشکلگشای دانشگاهیان به جای پرداختن و حل معظلات بومی کشور به سمت خطوط تعریف شده توسط هیئت تحریریههای ژورنالهای علمی خارجی دوخته شود که البته چنانچه بپذیریم طی این مسیر در این سالیان و ادامه این روند در آینده منجر به عدم تمایل دانشگاهیان به ورود به عرصههای کاربردی، صنعتی و تجاری سازی علوم شود و همواره جامعه علمی کشور صرفا خشنود و غره از تعداد مقالات چاپ شده خود باشد. در این صورت نمیتوان به راحتی از کنار این مسئله گذشت و شاید نیاز باشد نیم نگاهی به پشت پرده این قضایا داشته باشیم و پاسخی برای این سوال پیدا کنیم که چرا دانشگاههای غربی که البته تحت اشراف سیاستگذاران آن کشورها نیز هستند اصرار دارند که دانشمندان ما از فضای چاپ مقالات خارج نشوند و آنقدر این فضا را جذاب میکنند تا انگیزهای برای خروج از این فضا و رفتن به فضایی متعالیتر که همان ایفای نقش در عرصههای کاربردی علوم است وجود داشته باشد.
*اکنون کدام عرصههای کاربردی مدنظر شماست؟
به عنوان مثال پیشرفتهای چشم گیر کشور در عرصههای فناوری هستهای، علوم فضایی و ماهوارهای و سلول های بنیادی به طور قطع مرهون تلاش اساتید و دانشجویانی است که با نگاه جهادی به این مقولات مینگرند و مجاهده علمی میکنند نه برای چاپ مقاله بلکه برای هدفی بالاتر از آن که همان اعتلا و پیشرفت کشور عزیزمان است و این 2 مسیر با هم متفاوت است.
*با این توصیف به نظر شما چه باید کرد؟
فتح قلههای علمی جهان و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب شکستن مرزهای دانش نیاز به مجاهدت علمی دارد. طبیعتاً کسی که اهل جهاد باشد بدنبال پاداش و دستمزد سریع و آنی نیست و به افقی بالاتر از کسب امتیاز و درج نامش در صدر مقالات و دریافت جوایز می اندیشد و شاید به خاطر همین هم باشد که آنهایی که این گونه میاندیشند ماندگارند حتی اگر اسم آنها در لیست چهرههای ماندگار هم نباشد. نمونه بارز آن در اوایل انقلاب شهید دکتر چمران و در حال حاضر دکتر شهریاری، شهید احمدی روشن و شهید تهرانیمقدمها هستند.
*یعنی شما معتقدید فرهنگسازی میتواند به نوعی در این راستا کمک کند؟
بله. امیدوارم جامعه علمی کشورمان بتواند به سمتی حرکت کند که دانش آموختگان آن افرادی باشند از جنس چمرانها، شهریاریها و احمدی روشنها.
*در مورد دانشگاهها نکتهای دیگری دارید که مغفول مانده باشد؟
یکی دیگر از ضرورتهای موجود در دانشگاهها موضوع اساتید بازنشسته است که متاسفانه سیاستهای آموزش عالی کشور در حال حاظر برنامه خاص و مشخصی برای این سرمایههای عظیم ندارند.
فردی که در کسوت هیئت علمی دانشگاه 30 سال و بعضا بیشتر تجربیات ارزنده علمی و تحقیقاتی را کسب کرده نباید به دلیل اینکه سن او بالا رفته و یا 30 سال خدمت او پر شده با آنان خداحافظی کرد و آنان را به کنج خانه برد و جامعه علمی کشور از خدمات آنها بیبهره شوند این توجیه درستی نیست که بگوئیم اساتید بازنشسته چون توانایی تدریس ندارند از سایر توانمندیهای آنها هم استفاده نشود باید برنامهریزیها به گونهای باشد که هم اساتید جوان وارد دانشگاه شوند و هم از تجربه گرانقدر اساتید بازنشسته استفاده شود چنانچه در دانشگاهها پژوهشگاههایی ایجاد شود میتوان از ظرفیت فوقالعاده اساتید بازنشسته در هدایت تحقیقات دانشجویان و طراحی مسیر علمی دانشگاه در شاخههای مختلف علمی استفاده کرد.
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : علی خطیبی, روند علمی کشور, کاندیدای جبهه پایداری, ,