

بازخوانی مطبوعات دوره اصلاحات.ظهور اصلاحطلبان هواخواه لیبرالیسم
تئوریزه کردن شعارهایی نظیر دموکراسی خواهی، لیبرالیسم، جامعه مدنی، توسعه سیاسی و مدرنیسم در دهه سوم انقلاب اسلامی توسط برخی جریانهای پیروز در دوم خرداد 1376 و ترویج آن در مطبوعات را میتوان در چارچوب همین اصول تعریف کرد. انقلاب اسلامی ایران همه فرضیهها و پایههای سکولاریسم را باطل و اثبات کرد که دین و تعالیم آن نه تنها با سیاست و تدبیر امور اجتماعی و آبادانی دنیا منافات ندارد بلکه تحقق همه خواستهها و فعالیت استعدادهای جامعه و تأمین نیازمندیهای اجتماعی و سیاسی تنها و تنها در پرتو تعالیم اسلام استوار است.
دشمنان انقلاب اسلامی که وجود و ماهیت خود را در نتیجه این انقلاب از دست رفته دیدند، برای براندازی آن همت گماشتند. آنها در دهه اول انقلاب از کودتا، محاصره اقتصادی و توطئههای سیاسی و در رأس همه جنگ تحمیلی استفاده کردند و در دهه دوم نیز با تهاجم فرهنگی به بنیانهای دینی و فرهنگی مردم حمله و در نهایت در دهه سوم و با روی کار آمدن برخی جریانهای هواخواه غرب به احیای تفکر سکولاریسم روی آوردند و با استفاده از برخی روشنفکران دینی غربگرا در حوزه نظر و اندیشه، استحاله نظام و براندازی آن را اجرایی کردند که این بار نیز با شکست مواجه شدند. عبدالکریم سروش در مقاله معنا و مبنای سکولاریسم، آن را «به کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت و سیاست تعریف میکند.»
ظهور اصلاحطلبان هوا خواه لیبرالیسم و تجدیدنظرطلب ریشه در دیدگاههای معرفت شناختی و جامعه شناختی آنان پیرامون انقلاب اسلامی ایران و رهبری در چارچوب نظریه ماکس وبر داشت. آنها با نگاه وبری به رهبری دینی حضرت امام خمینی(ره) و جامعه انقلابی و اسلامی ایران، ایشان را به عنوان یک حادثه فردی و استثنایی تاریخی یاد کردند که به دلیل قاعدهمند نبودن، قابل دوام نخواهد بود و آن را به عنوان یک مرحلهگذار وپوپولیسم (مردم باوری) نامطمئن یاد و تحلیل کردند. تاجیک، مشاور رئیسجمهور وقت مینویسد:«در واقع تاکتیک آرامش فعال در فاز اول که یک دوره گذاراست، باید افکار عمومی را آماده حرکت به سمت هدف کند.»
جلاییپور نیز مینویسد:«استراتژی آرامش فعال، استراتژی دورانگذار است، ما در یک دوران گذار به سر میبریم.»
این تحلیل سبب گردید که آنها از درک ویژگیها و امکانات انقلاب و رهبری دینی ناتوان و تفسیر رهبری به کاریزما و فرهمند، رابطه جامعه با او را بر مدار ویژگیهای شخصی رهبری و کنش عاطفی تعبیر کنند. در حالی که این ارتباط ارتباط معنوی بود که در مجرای فرهنگ شیعی و در امتداد ارتباط مردم با ولایت سازمان یافته و با مبانی عقلی محکم و روشن اقتدار سیاسی اسلام را در پی داشت. پس از این اندیشه، آنها به نظریهها و مدلهای جدید دیگر غربی مانند رفرمیستی پوپر و جاذبههای جامعه مدنی غربی روی آوردند. رویکرد به لیبرالیسم و تحلیل انقلاب اسلامی در قالب جامعه تودهای هابرماس، به نفی آرمانها و تکوین نظام سیاسی سکولار گرایید.
نظرات شما عزیزان:
برچسب ها : بازخوانی مطبوعات دوره اصلاحات, ظهور اصلاحطلبان هواخواه لیبرالیسم, ,